X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد

یورو و دلار paypal

نقدی بر موسیقی سریال قهوه تلخ
نقدی بر موسیقی سریال قهوه تلخ
موسیقی تیتراژ آغاز  سریال قهو تلخ باز سازی یک اثر زیبا و قدیمی اثر علی اکبر شیدا در بیات اصفهان است که اولین بار سیما مافیا آن را خواند آقای بهرام دهق
قالب وبلاگ

موسیقی تیتراژ آغاز  سریال قهو تلخ باز سازی یک اثر زیبا و قدیمی اثر علی اکبر شیدا در بیات اصفهان است که اولین بار سیما مافیا آن را خواند

 آقای بهرام دهقانیار آن را مجددا تنظیم کرده است و این نشانی از درایت مهران مدیری در جهت هویت ملی را در بر دارد

در زیر به بررسی زندگی علی اکبر شیدا تصنیف ساز بزرگ و بعد معرفی آواز بیات اصفهان می پردازیم

امشب به بر من استُ آن مایه ی ناز
یارب تو کلید صبحُ در چاه انداز
ای روشنی صبحُ به مشرق برگرد
ای ظلمت شب با من بیچاره بساز

امشب شب مهتابه حبیبم رو می خوام
حبیبم اگر خوابه ، طبیبم رو می خوام

امشب شب مهتابه، عزیزم را می‌خوام
عزیزم اگر خوابه، حبیبم را می‌خوام
خوابست و بیدارش کنید
مست است و هشیارش کنید
گویید فلانی اومده
آن یار جانی اومده
اومده حال تو احوال تو
سفید روی تو سیه موی تو ببیند، برود
امشب شب مهتابه عزیزم را می‌خوام
عزیزم اگر خوابه، حبیبم را می‌خوام

ماه غلام رخ زیبای توست
ماه غلام رخ زیبای توست
سرو کمربسته ی والای توست ، ای حبیبم
سرو کمربسته ی والای توست ، ای حبیبم
مجمع دل های پریشان جمع ، ای حبیب ، ای حبیبم
مجمع دل های پریشان جمع ، ای حبیب ، ای حبیبم
چین و خم زلف چلیپای توست ، ای حبیبم
چین و خم زلف چلیپای توست ، ای طبیبم

ای مه انور ، لعل تو شکر
از همه بهتر ، قند مکرر
جانم جانم قند مکرر
جانم جانم قند مکرر لب خندان توست ، ای حبیبم
قند مکرر لب خندان توست ، ای حبیبم
قند مکرر لب خندان توست ، ای طبیبم

امشام

شب شب مهتابه

علي اكبر شيدا

 ميرزا علي اكبر شيدا را بايد پايه گذار اصلي تصنيف و ترانه به معني و مفهوم امروزي بدانيم.  در سال  1259 قمري در شیراز متولد و در 1324 هجري در گذشت... که در مورد  تخلصش در شعر وترانه، شيدا بود و نيز به علت پيوستگي با حلقه درويشان، لقب مسرور علي را براي خود انتخاب كرد. و با وجود حمايت والي شيراز آنجا را ترك گفت. و در خدمت صفا عليشاه ظهيرالدوله در خانقاه، خاكسار شد و تن  به درويشي و فقر عارفانه داد ولي آدمي زاده خاكي را جاذبه الفتهاي خاكي، ساده تر و گرمتر در مي ربايد و براي دل و جانش آشياني از عطوفت انساني، عافيتي در خورتر و نوازش بخشتر دارد و روانش را با صدايي جذابتر و خودماني تر به سوي خويش براي سوختني خاكي فرا مي خواند و همين روح عشق جو و دل محبت طلب شيداي خاكي و درويش سبب ايجاد داستاني عاشقانه شد كه با اندك تفاوت شيخ صنعان و دلبر ترسا را به ياد مي آورد زيرا كه شيدا دل به عشق دختري يهود زاده بست و دل از خانقاه و درويشي كند.

اين دختر كه مرضيه نام داشت و خواننده اركستر شيدا به شمار مي رفت او را از اوج تعالي طلبي عارفانه، در آتش عشق خاكي افكند زيرا اين عشق ميوه ممنوع بود و همين ممنوعيت و عدم دسترسي عشق او را آتشين تر و سوزان تر كرد چنان كه رنگ اين شيدايي و سوزش در همه ترانه هاي شيدا، به چشم مي خورد چنان كه ترانه اي را به خاطر وي ساخت:

اي بت رعنا،  به قلب شيدا،  بده تسلا

دلم را بردي مرضيه   غمم نخوردي مرضيه    زمه و شان ملك ري دل من از تو راضيه

در ترانه هايش مست شيدايي و شوريدگي است و اين حالت شور وشوق را استادانه به شنونده منتقل مي كند چرا كه واژه واژه ترانه هايش و بند بند آهنگهايش عشق مرضيه را فرياد مي زند و اين فرياد بازتابي سرمستانه و صميمانه دارد، صميمتي كه روح شنونده جاي مي گيرد و با زباني آشنا با وي به گفتگو مي نشيند؛ شيدا در ترانه هايش بسيار به زبان مردمي نزديك مي شود. عارف قزويني كه همزمان با او و پس از او نيز مي زيسته است و شاگرد شيدا بوده وي را بر خود مقدم مي دارد و مي ستايد شيدا كوشيد كه ترانه را در محل واقعي خويش جاي دهد و با سيماي واقعي خويش به مردم نزديك كند. او ترانه را به كوچه ها و مجامع بيش از پيش سرازير كرد و بيشتر از هر كس ديگر آن را در دسترسي بيشترين مردم قرار داد. گرچه گاهي زبان شيدا، از نظر فني ضعيف است ولي ترانه هاي وي كه برخي از آنها نيز زبان شكسته دارند و با لغات عاميانه و روزمره ساخته شده اند بسيار در اذهان مردم جاي گرفته است.

به هر روي شيدا به دليل ابتكاراتش در ترانه هاي شاد و تنوع كار و به ويژه فرم ترانه هايش جاي دارد كه مورد ستايش و احترام فراوان قرار گيرد زيرا كه گرچه شيدا آغازگر نبود ولي مقلد و پيرو هم نبود... نزديك به 60 ترانه از شيدا باقي مانده است»: ( تاريخچه اي بر ادبيات آهنگين ايران، نادره بديعي، انتشارات روشنفكر، بي تا )

« از تصنيفهاي شيدا مي توان به تصنيفي در شهر آشوب اشاره كرد كه چنين آغاز مي شود: بدو بدو، بدو بدو، بدو بدو ، اي بت رعنا، به قلب شيدا بده تسلا »: ( تاريخ مختصر موسيقي ايران، تقي بينش؛ نشر آروين، ج1، 1374، صندوق 174).

« حدود 10 ترانه از شيدا باقي مانده است » عارف قزويني درباره شيدا چنين مي نويسد: « تا زمان من تصنيفها در ايران براي .... دربار يا ببري خان گربه شاه شهيد يا زبان گناهكاري به گناهكاري سروده مي شد. از بيست سال قبل مرحوم علي اكبر شيدا تغييراتي در تصنيف داد و اغلب تصنيفاتش داراي آهنگهاي دلنشين بود

برخي از ترانه ها و تصنيفهايي كه از آن شيدا نيست اما به شيدا نسبت داده شده نيز در اين فصل آمده مانند تصنيف مولود نبي، يك حمومي، خواهم كه بر زلفت .

آواز اصفهان یا بیات اصفهان یکی از آوازهای پنج‌گانهٔ موسیقی سنتی ایرانی است. برخی این دستگاه را جزء همایون دانسته‌اند.

آواز بیات اصفهان شباهت‌های بسیاری با گام مینور هارمونیک [۱] دارد و تنها تفاوت گام اصفهان با گام مینور فاصلهٔ ششم نیم بزرگ بین درجهٔ ششم و درجهٔ اول ِ اصفهان است که این فاصله در گام مینور ششم کوچک است.

هم در موسیقی برخاسته از اروپا و هم در موسیقی شرقی، می‌توان ارتباط بسیاری بین گام‌ها و مقام‌های مختلف مشاهده کرد. مانند رابطهٔ بین گام دو ماژور و گام لا مینور در موسیقی اروپایی، که لا مینور، گامِ کوچکِ نسبیِ دو ماژور است. و یا بین الگوی گام ماهور ِ ایرانی و ماژور ِ اروپایی.

گام مینور

گام اصفهان مانند گام کوچک بالارونده است. هر دو گام دارای محسوس (سانسیبل) هستند و دانگ‌هایشان نابرابر است.

گام اصفهان با گام مینور فقط یک تفاوت دارند و آن فاصلهٔ ششم نیم بزرگ بین درجهٔ ششم و درجهٔ اول ِ اصفهان است که این فاصله در گام مینور ششم کوچک است.

دستگاه شور

مایه‌های اصفهان و همایون، هر دو به دستگاه بزرگ شور نزدیک هستند. با این حال گام اصفهان اختلاف بیشتری را با شور (نسبت به دستگاه همایون) داراست. به این صورت که تونیک اصفهان، درجهٔ چهارم شور است؛ فاصلهٔ بین درجهٔ دوم و سوم در شور، نیم‌بزرگ و در اصفهان بزرگ است و فاصله‌های بین درجهٔ ششم و هفتم و همین‌طور هفتم و هنگام ِ شور کوچک؛ و این فاصله‌ها در اصفهان نیم‌بزرگ و بزرگ هستند.

اصفهان و همایون هر دو به شور تغییر مقام می‌دهند؛ اما اصفهان به گامی از شور می‌رود که تونیک (درجهٔ اول) آن گام در شور، نمایان یا درجهٔ پنجم اصفهان باشد.

با این تفاسیر، علت اینکه اصفهان زیر مجموعهٔ شور دانسته نمی‌شود کمتر بودن رابطه و اختلاف بیشتر اصفهان با شور نسبت به اصفهان با همایون است.

دستگاه همایون

فاصلهٔ بین درجه‌های دوم و سوم ِ گام همایون دوم افزوده است. این فاصله، در گام اصفهان بین درجهٔ ششم و هفتم، یعنی بین درجات دوم و سوم ِ دانگ دوم قرار دارد. در نتیجه دانگ‌ها در اصفهان معکوس دانگ‌های همایون هستند و دانگ اول دستگاه همایون، دانگ دوم آواز اصفهان است.

نغمه‌های فرعی آواز اصفهان بسیار کمتر از متعلقات همایون هستند؛ و در آواز اصفهان می‌توان به همایون فرود آمد (که فرود همایون روی اصفهان انجام‌پذیر نیست). به این دلیل، آواز اصفهان از متعلقات دستگاه همایون دانسته شده است و نه برعکس.

خصوصیات حسی

روح‌الله خالقی، آواز اصفهان را «گاهی شاد و گاهی غمگین» می‌خواند و حالت آن را 

 

 «بین غم و شادی» می‌داند.[۲] ایستادن روی درجهٔ دوم گام اصفهان (گوشهٔ بیات راجه) 

 

 حالت خاصی شبیه به گوشهٔ بیداد همایون به آهنگ می‌دهد که از نظر نت‌بندی مانند  

 

یکدیگر هستند.

 

برخی[۳] زمان مناسب برای گوش فرادادن به آواز اصفهان را قبل از طلوع آفتاب  

 

می‌دانند و به همین دلیل نیز حس آن را مناجات‌گونه و متفکرانه بیان می‌کنند. رنگ  

 

اختصاص یافته به این آواز سبز روشن و عنصر آن شعلهٔ آتش است.

 

گوشه‌ها

  • درآمد
  • جامه دران
  • عشاق (اوج)
  • سوز و گداز
  • نغمه
  • مثنوی
  • صوفی نامه

موضوعات مرتبط: <-CategoryTitle->

برچسب‌ها: <-TagName->
[ دوشنبه 22 فروردین 1390 ] [ 05:40 قبل از ظهر ] [ چکاد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

وبلاگ تخصصی شعر و موسیقی
امکانات وب
سایت شعر نو www.shereno.com *********************************** تقویم و اوقات شرعی ************************************* فال حافظ

فال حافظ

************************************** طالع بینی

فال حافظ

************************************* وضیعت آب و هوا *********************** کد آهنگ

 

آرشیو کد آهنگ

دانلود این اهنگ

*******************************